محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى
پيشگفتار 36
دستور شهرياران ( فارسى )
وقتى ميرويس فهميد مىخواهند دستگيرش كنند ، پيشدستى كرده ، با اموال بسيارى راهى پايتخت گرديده است . 70 به هر ترتيب با ورود ميرويس به اصفهان ، از يك سو ضعفهاى دربار صفوى در نظر اين تيزبين سياستمدار بهتر آشكار شد و از طرف ديگر او توانست با بذل و بخشش بسيار ، به خانهء اكثر بزرگان اصفهان راه يابد و پيوند دوستى را با آنها استوار سازد . چنان كه به قول كروسينسكى : « وزير يا درباريى نبود كه ميرويس به خانهاش رفت و آمد نداشته باشد و در آنجا از او به خوبى پذيرايى نشود . » 71 پس از آنكه ميرويس توانست نظر قاطبهء درباريان را به خود جلب نمايد . « دانست كه اكنون بايد ايمان استوار خود را در دين ثابت كند تا خوش آمد درباريان نسبت به او به بالاترين درجه رسد ، براى اين كار ، مسافرت به مكه نه تنها بهترين وسيله بلكه مرحلهء ديگرى از نقشهء توطئهء او بود . » 72 چه ، ميرويس با اخذ فتوايى از مفتيان مكه توانست براى افراد طايفهء خود جهت قيام عليه دربار صفوى مشروعيت لازم را به دست آورد و آنان را در آينده در اين راه بيشتر متحد سازد . با بازگشت ميرويس از مكه ، دربار صفوى مواجه با مشكلى واهى گرديد كه ضعف خود را بيشتر در نظر او عيان نمود . اين مشكل چيزى نبود جز ورود سفيرى به نام « اسرائيل اورى ( Israel OrI ) » از سوى دولت روسيهء تزارى . اسرائيل اورى كه با همراهان كثيرى آمده بود ، در خصوص مأموريتش آنچنان شايعاتى قوت گرفت كه نه تنها در دربار صفوى ، « بلكه ميان مبلغان اروپايى و مجامع تجارتى نيز هول و هراس افكنده بود . » 73 ميرويس از اين آشفتگى به نفع خود استفاده كرده توطئههايى عليه گرگينخان طرحريزى نمود كه در نتيجه نه تنها به دريافت خلعت نائل شد ، « بلكه اجازه گرفت به قندهار باز گردد تا در برابر گرگين خان همچون سدى قرار داشته باشد . » 74 تجمع در قندهار : ميرويس پس از بازگشت محترمانه به قندهار ، ساير بزرگان قبيله را در خفا به دور خود جمع نمود و هر چند در ظاهر به گرگين روى خوش نشان مىداد ، اما پنهانى نقشهء سرنگونى او را مىكشيد . عاقبت در زمانى كه گرگين خان براى سركوبى شورشيانى به بيرون از قلعهء قندهار رفته بود ، ميرويس با نيروهايى از قبل تعبيه شده ، بر ايشان تاخت و حاكم گرجى را به قتل رساند و به لطايف الحيل بر قلعهء قندهار دست يافت . چون خبر قتل گرگين به اصفهان رسيد ، از سوى دربار صفوى دو مأمور پى در پى به منظور تحقيق به قندهار اعزام شدند كه هر دو توسط افراد ميرويس زندانى گرديدند . در آن وقت دربار صفوى به هوش آمده و اقدامى جدى يعنى اعزام سپاهى به فرماندهى خسرو خان برادرزادهء گرگين و داروغهء اصفهان را واجب شمرد . اما از بخت بد دولت